هرچند آتشبس موقتی که به حملات آمریکا و رژیم کودککش به میهنمان پایان داد، فرصتی برای نفس کشیدن فراهم کرده، اما باید درنگ کنیم و ببینیم این دوازده روز چه موضوعاتی را درباره ایرانیان خارج از کشور آشکار کرد.
از همان لحظهای که حملات آغاز شد، فعالان صلحطلب ایرانی — که سالهاست به خاطر مخالفتشان با جنگ و تحریمها با دشمنی لابیهای ضدایرانی در اروپا، کانادا و آمریکا مواجهاند — بهسرعت بسیج شدند. آنان ضمن محکومکردن تجاوز، خواستار بیطرفی دولتها کشورهایی شدند که در آن زندگی میکنند.
با وجود فشارهای سنگینی که میتوانست هر جنبشی را به سکوت وادارد، فعالان از اقشار مختلف جامعه در سراسر جهان اعتراضهایی را سازماندهی کردند. در همین حال، ایرانیان در اروپا تلاش کردند گروههای مستقلی را شکل دهند تا صدای خود را در عرصههای سیاسی رساتر کنند.
با اینکه لابیهای ضدایرانی سالها برای تفرقهافکنی میان ایرانیان خارج از کشور تلاش کرده بودند، جامعه ایرانی — با تکیه بر اتحاد با جنبشهای ضد جنگ و عدالتطلب جهانی — دشمنانش را با تظاهرات گسترده و یکپارچه غافلگیر کرد. از لندن، پاریس و برلین گرفته تا مونترال، تورنتو و سیدنی، هزاران نفر به خیابانها آمدند و فراتر از اختلافات سیاسی و فرهنگی، صدایی واحد شدند. پرچمهای ایران، نماد ایستادگی، با غرور برافراشته بود و شعارهای «دست از سر ایران بردارید!» و «ایران، ایران!» در سراسر جهان طنین انداخت.
بسیاری از برگزارکنندگان، فرزندان نسل دوم مهاجران بودند؛ در خارج بزرگ شده، اما با میهنشان پیوندی عمیق داشتند. در حالی که مدافعان ایران به هیچ حمایتی از بیرون نیاز نداشتند، فریادهای ایرانیان خارج از کشور پیامی روشن را منتقل کرد: مهم نیست کجا زندگی میکنیم یا چه تفاوتهایی با هم داریم، در موضوع ایران ایستادهایم، بیلرزش.
در کنار مبارزان راه آزادی در سراسر جهان، نه تنها پایان جنگ را مطالبه میکنیم، بلکه خواهان همبستگی با جنوب جهانی هستیم — تا زمانی که اشغال و نسلکشی در فلسطین پایان یابد. پیوند ما با ایران گسستناپذیر و اراده ما خللناپذیر، است.
